close
تبلیغات در اینترنت
گوشهای لیبرتی کر شده بود انگار – قاصدک ها سلام

صفحه اصلی نقشه سایت بایگانی
کانال تلگرام ما
مصاحبه تحمیلی
href="http://alireza-azadeh.rzb.ir/post/50">'Slider
مقالات ویژه
Title
اطلاعیۀ شماره 1 جداشدگان فرقۀ رجوی در فرانسه
آلبانی و لیبرتی
تحلیل ها و نگرش ها
ما جدا شدگان دو دهۀ اخیر از فرقۀ رجوی در نتیجۀ سرکوب و خفقان حاکم بر تشکیلات سازمان او و ممنوعیت استفادۀ آزاد فردی از هر گونه وسایل ارتباطی نه تنها از تحولات و رویدادهای بیرون سازمان در رابطه با ایران و جهان به صورت واقعی و کامل نمی توانستیم مطلع شویم و به جز اخبار و تحلیلهای انتخاب و سانسور شده توسط رسانه های خود سازمان امکان دسترسی آزاد به اخبار و تحلیلها و نظرات در رابطه با این تحولات و رویدادها نداشتیم .
تبلیغات شما
تبلیغات شما
موضوعات
آرشیو
لینک های دوستان
مارا در فیسبوک دنبال کنید
مصاحبه تحمیلی
ویدیو ویژه
مصاحبه تحمیلی
Image

مصاحبه های منتقدین و جداشدگان فرقه رجوی در تلویزیون مردم تیوی >در لینک زیر

مصاحبه های جداشدگان فرقه رجوی

گوشهای لیبرتی کر شده بود انگار – قاصدک ها سلام

عیسی آزاده
13:39
بازدید : 37

گوشهای لیبرتی کر شده بود انگار – قاصدک ها سلام

به گزارش روزنه رهایی : یکی از خانواده هائی دردمند که در مقابل اردوگاه لیبرتی به امید دیدار با عزیزش تحصن نموده است این دلنوشته را منتشر کرد.

قاصدک ها سلام

گوشهای لیبرتی کر شده بود انگار …

عراقیهای پاسبان لیبرتی دور اتاقک نگهبانی طوری حاحب کشیده بودند که هیچ چیز از شکاف و مابقی لیبرتی نشینان دیده نشود. با چندین مانع از چوب که با ورود خانواده ها مانع انسانی سربازان عراقی و طناب هم به آن اضافه شد …

 

هوا بس نا جوانمردانه گرمست …

یکی از همراهان از شدت گرما بی هوش شد …

دردمندانی بلا تکلیف و دلداده، عزیزانشان را فریاد میزدند …

خانواده هایی که اکنون مهمترین هدفشان رهانیدن قلبهای کم تپششان از خطرگاه لیبرتیست …

هرکس به فراخور توانش، دردش را مینالید …

من سرگردان تمام مردم هم دردم را طواف کردم. مرد و زن و پیر و جوان …

مادر و خواهر و پدر و برادر و همسر و دختر را …

حرم هوا در گوشم درد را زمزمه میکرد و چشمانم به اشک پاسخش میگفت. دلم از بلا تکلیفی باز آتش گرفت و میسوخت  آیا برادرانم میان این بتنهای لعنتی گرفتارندهنوز و از مرگ اجباری موشک و خمپاره رهیده اند یا نه …

دلم دود افتاد نمیشود به حرف سربازان که به عکسها ی در دست خانواده ها بود امید واهی رهیدن گنجشک هایشان را میدادند دل بست. صدای کسی که در دلم چیزی را چنگ میزد را فقط خودم میشنیدم و خدای خودم. کمی دور تر روی خار و خس و خاشاک و خار نشستم و به آسمان پناه بردم. دلم برای خدای خوبم … خدای خودم تنگ شده بود … خدا را در رگهای گردنم حس کردم … دلم گرفت … الا بذکرالله گفتم و دست برقلبم گذاشتم … دلم برای آسمان تنگ شد … آسمان سلام … سمان لیبرتی را شبیه گوشی دیدم … دیگر همهمه ها را نمیشنیدم … ناله هایم از میان زجه های عزیز گم کرده ها گذشت و به گوش آسمان رسید … خدا نمیدانم رضای قشنگم اکنون کجاست … خدا آن سرباز سیه چرده عرب به یکی, تنها یکی از عکس برادرانم اشاره کرد و هواپیمای دستش رابه پرواز در آورد … خدا رضای جانم حالا کجاست … خدا جان پس احمد دردانه ام چه … کجاست … تنها و بی برادر مانده … خدا عراق از شدت گرما تعطیل است و ماندگان در لیبرتی از ترس جان و حمله مجدد هنوز زیر زمین و در سنگرند … به چه جرم و گناهی زنده مدفونند … گرما نفسم را بسته یا بغض دارد خفه ام میکند … خدا جایی برای گریه میخواهم که هیچ اجنبیی نبیند وهیچ غریبه ای نشنود …

خدای نازنین قاصدکی خوش خبر میخواهم … خدا قاصدک … قاصدک …

گوش آسمان لیبرتی سرخ شد و در هم پیچید از درد و رنج و داد این همه مظلوم و از شرم جای خود را به غروب سرخ داد … حالا که فریادهای ناله شده به اجبار عراقیها به سمت اتوبوسها میرفت تیری شدم … رها شدم به سمت شکاف و دم را غنیمت شمردم و برادرانم را فریاد زدم و تنها سه سر با سه دور بین از دور دستها از میان حاجبها و مانعهای بسیار باز نظاره گر بودند رفتن من بدنبال قاصدکی که خوش خبری از سلامت برادرانم به من برساند …

قاصدکها ی فرو فرستاده از آسمان سلام …

برچسب ها :
مطالب مرتبط
سنگ هایی که از جانب خانواده ها با گل ها پاسخ داده شدند
مثلث شوم رجوی داعشی ؛ البغدادی ؛ پسمانده های حزب بعث پروژه شهید سازی برای خوراک تبلیغاتی شوء مریم ق
گفتگوی چهارتن ازاعضای سابق سازمان مجاهدین درباره برخورد اعضای این سازمان باخانواده ها
ایرج بسطامی وطن من Iraj Bastami
ملاقات سه ساعته هیأتی از جدا شدگان فرقۀ رجوی با معاون سفیر لهستان در پاریس
انتقال دو گروه 20 نفره در هفته اول تیرماه 1395
نامه مادر سعید حسینی
آسمان خراش های کمپ تیرانا، زندان و اسارتگاه اسرای فرقه رجوی
هتر بود آقای محمدرضا ایران پور، این نامه را به رجوی مینوشت!
نامۀ 41 عضو خانوادۀ اسیران فرقۀ رجوی در عراق به رئیس کمیساریای عالی پناهندگان
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
عیسی آزاده در مردم تیوی
مصاحبه تصویری آقای عیسی با آقای سربی
کانون آوا
قربانعلی حسین نژاد در مردم تیوی
مصاحبه تصویری آقای قربانعلی حسین نژاد با آقای سربی
کانون آوا
آخرین مطالب ارسالی
مطالب پر بیننده
مطالب پیشنهادی
گزارش تصویری
برخوردهای بی سابقۀ نگهبانان قلعۀ رجوی با خانواده ها
کانون آوا
عضویت در خبرنامه سایت
با عضویت در خبرنامه جدید ترین مطالبی که در سایت قرار بگیرد به ایمیل شما ارسال خواهد شد .

لطفا آدرس ایمیل را با www وارد نکنید.