close
تبلیغات در اینترنت
هتر بود آقای محمدرضا ایران پور، این نامه را به رجوی مینوشت!

صفحه اصلی نقشه سایت بایگانی
کانال تلگرام ما
مصاحبه تحمیلی
href="http://alireza-azadeh.rzb.ir/post/50">'Slider
مقالات ویژه
Title
اطلاعیۀ شماره 1 جداشدگان فرقۀ رجوی در فرانسه
آلبانی و لیبرتی
تحلیل ها و نگرش ها
ما جدا شدگان دو دهۀ اخیر از فرقۀ رجوی در نتیجۀ سرکوب و خفقان حاکم بر تشکیلات سازمان او و ممنوعیت استفادۀ آزاد فردی از هر گونه وسایل ارتباطی نه تنها از تحولات و رویدادهای بیرون سازمان در رابطه با ایران و جهان به صورت واقعی و کامل نمی توانستیم مطلع شویم و به جز اخبار و تحلیلهای انتخاب و سانسور شده توسط رسانه های خود سازمان امکان دسترسی آزاد به اخبار و تحلیلها و نظرات در رابطه با این تحولات و رویدادها نداشتیم .
تبلیغات شما
تبلیغات شما
موضوعات
آرشیو
لینک های دوستان
مارا در فیسبوک دنبال کنید
مصاحبه تحمیلی
ویدیو ویژه
مصاحبه تحمیلی
Image

مصاحبه های منتقدین و جداشدگان فرقه رجوی در تلویزیون مردم تیوی >در لینک زیر

مصاحبه های جداشدگان فرقه رجوی

هتر بود آقای محمدرضا ایران پور، این نامه را به رجوی مینوشت!

عیسی آزاده
1:5
بازدید : 54

هتر بود آقای محمدرضا ایران پور، این نامه را به رجوی مینوشت!

اقای محمد رضا ایران پور یک عضو وابسته به باند رجوی که درصورت سقوط یکسال زودترصدام ، سرنوشتی را نداشت که الان دارد، درنامه ای با عنوان " آقاي يان كوبيس عزيز، نمايندة دبيركل در عراق " بیوگرافی خود را چنین توضیح می دهد:
" من در 22 سالگي آن‌هم پس از 4 سال كه با اعضاي مقاومت در داخل كار مي‌كردم و از همه خطرات و تهديدات مسيري كه انتخاب كردم آگاه بودم؛ ... اقدام به ترك ايران و پيوستن به مقاومت در خارج از ايران كردم ". 

آقای محمد رضا ایران پور یک عضو وابسته به باند رجوی که درصورت سقوط یکسال زودترصدام ، سرنوشتی را نداشت که الان دارد، درنامه ای با عنوان " آقاي يان كوبيس عزيز، نمايندة دبيركل در عراق " بیوگرافی خود را چنین توضیح می دهد:
" من در 22 سالگي آن‌هم پس از 4 سال كه با اعضاي مقاومت در داخل كار مي‌كردم و از همه خطرات و تهديدات مسيري كه انتخاب كردم آگاه بودم؛ ... اقدام به ترك ايران و پيوستن به مقاومت در خارج از ايران كردم ". 
و:
" من محمد رضا ايرانپور هستم. در تاريخ 22/11/2015 نامه‌اي در اعتراض حضور مزدوران وزارت اطلاعات در اطراف ليبرتي براي شما نوشتم و هرگونه ارتباط خودم با اين افراد را تكذيب كردم. متأسفانه طي چند روز گذشته مجدداً اين مزدوران به كمپ مراجعه كرده و تهديد به قتل و ويران كردن ليبرتي مانند اشرف مي‌كنند...".
هموطن عزیز وشاکی بی اختیار!
صرفنظر از اینکه بپذیریم یا نپذیریم که این نامه را خودت نوشته ای وآیا واقعا به مقصد ارسال شده است یانه، شما نمیتوانستید به حضور ودرخواست ملاقات ازطرف خانواده ها اعتراض کنید واگر کرده اید یا میکنید، دراصل از این مقام سازمان ملل متحد خواسته اید که بشما ( اصالتا به رجوی) کمک کند که درتضییع حقوق انسانی خانواده هایی که به هزار دلیل روشن درحق شان ستم رواداشته شده، بیاور باند رجوی باشد!!!
شما اساسا حق چنین درخواستی را – ولو اینکه افراد مراجعه کننده مرتبط با شما نباشند- نداشتید واگر فکر میکنید که دارید، باید قبول کنید که یک زندانی ویا سرباز هم حق دارد اعتراض کند که بستگان هم بندی ها ویا هقطارانشان حق مراجعه به زندان ویا پادگان محل سکونت او را ندارند!!!
اتهام تهدید وویران کردن لیبرتی هم ازنوع همان اتهامات بی شرمانه ایست که به این خانواده های هستی باخته وارد میشود واتفاقا اگر تهدید و... درکارباشد، این اعمال ازطرف معدود گماشتگان رجوی وبرعلیه خانواده ها انجام میگیرد!!
پس مراجعات خانواده ها ، برخلاف ادعای بالا ، بی ربط به آقا محمد رضا هم نبوده است:
" همانطور كه قبلا براي شما نوشتم، تعدادي از اعضاي خانواده من به همكاري با وزارت بدنام اطلاعات آخوندي تن داده‌اند. در بين آن‌ها اصلي ترين گرداننده اين توطئه، همسر خواهر بزرگتر من، سرهنگ پاسدار حسن تفاح است. ... خواهرم ماه منير ايرانپور همسر وي كه او را در خانه(آمنه) صدا مي‌كرديم، ... وي از سنين نوجواني عضو ارگان بسيج بود كه زير مجموعه سپاه پاسداران است و بعد از ازدواج با اين پاسدار، ميزان آلودگي‌اش به سپاه پاسداران بيشتر شد. در اينجا تأكيد مي‌كنم كه بين من و او كه سال‌ها از من بزرگتر است، حتي در سنين نوجواني ام رابطه‌اي عميق وجود نداشت، چرا كه من يك هنرمند و عضو يكي از بزرگترين اركسترهاي آن‌موقع ايران بودم اما او بدليل ايدئولوژيي كه به آن معتقد است و موسيقي را حرام وگناه مي‌داند، تلاش مي‌كرد من را از مسير زندگي‌ام منحرف کند ...".
اگر این خانم ، علاقه ای به سرنوشت شما وبرادرتان نداشت، بدون شک تحمل اینهمه زحمات وسفر به عراق غرق در ناامنی را نداشت واگر دشمن شما بود، حتما میگفت که بگذار بدون حامی باشند ونابود گردند!
بهترین راه نابود کردن شماها ، عدم پیگیری وضعیت تان ونداشتن حامی ویاور است که البته انجام این مهم را مسعود رجوی، یک تنه بعهده گرفته واحتیاجی به دخالت دیگران نیست!!
با این حساب ،مراجعه ی خواهر گرامی شما به کمپ لیبرتی، دارای دلایل عاطفی بوده که مسلم است که کارش باید مورد نفرت رجوی باشد وشما را مجبور به نوشتن این مطالب کند!
اختلاف فکری احیانا موجود بین شما وخواهرتان ، سبب قطع دیدار نمیشود و درضمن خواهرتان قادر نبود که دریک ملاقات کوتاه ، شما را ازمسیر راه راستی؟! که انتخاب کرده اید منحرف کند وبنابراین موضوع چیز دیگری است و " صورتی درزیر دارد آنچه دربالاستی" !
ضمنا، خواهر شما دارای تحصیلات عالیه است و هرقدر هم که دارای محدودیت ازطرف شوهر و ... باشد، دارای آزادی طبعا بیشتری در مقایسه با شما داشته ووضع ایران طوری است که کسی را بدون تمایل قلبی اش، نمیتوان به مسافرتی واداشت و...
درهرصورت، او نمیتواند آن میزان ازقشری گری را باخود حمل کند که شما گرفتار آن هستید!!
محمد رضا ایرانپور مینونیسد:
" ... اما متأسفانه از همان ابتدا يعني از سال 2003 من در معرض شكنجة رواني از جانب اين مزدوران (تحت پوش خانواده) قرار گرفتم و به‌محض فروپاشي دولت سابق عراق و استقرار نيروهاي چند مليتي، رژيم ايران اقدام به فعاليت‌هاي گسترده‌اي براي فروپاشي تشكيلات مجاهدين و شيطان سازي و جنگ رواني عليه ما كرد. از جمله اين كارها بسيج به‌اصطلاح خانواده‌هاي ساكنان اشرف با تهديد و تطميع براي آمدن به‌اشرف و جدا كردن بستگان‌شان از مبارزه بود. حتما بخوبي مي‌دانيد كه هركس كه از اين كار امتناع كرد با زندان و شكنجه مواجه شد و هنوز تعداد زيادي از اعضاي خانواده‌هاي حقيقي مجاهدين در زاندان هستند ".
توجه فرمایید!!
یعنی میفرمائید که ملاقات چند دقیقه ای خانواده ها که درابتدای کار وبا نظارت چنین گزارش نویس وخبرچین رجوی انجام میشد و سریعا قطع شد، میتوانسته است این فریب خوردگان رجوی را ازمبارزه بازدارد و یک جنگ روانی محسوب میشد ؟!
دراین صورت ، باید بشما گفت که چه سازمان شکننده ای دارید پسر!!
بفرض که کسانی ازخانواده ها بشما گفته اند که اشرف را ترک کنید ، آیا دراین اظهار نظر خود، مرتکب جنایت شده اند؟!
چرا درمقابل این درخواست، اینهمه سراسیمه شده ومجبورتان کرده اند که برعلیه خانواده ی خود به لجن پراکنی دست زنید؟!
آیا این عمل شما که بفرموده رجوی انجام میگیرد، این مسئله را ثابت نمیکند که او اعتمادی بشما ندارد ومعتقد است شما با حرف زدن با خانواده هایتان ، اورا ترک کرده وستون های این چنین لرزان مقاومت؟؟!! را درهم خواهید ریخت؟!
درضمن، دروغ هم میگویید وما دراستان پهناوری بنام آذربایجان شرقی، کسی را- از خانواده های حقیقی وحقوقی!!!- سراغ نداریم که بخاطر نرفتن به ملاقات فرزندانشان، زندانی وشکنجه شده باشد!!
به یک دروغ دیگر توجه فرمایید:
" ... وقتي من خواستم ايميل خودمان را به مادرم بدهم تا با ما در تماس باشند، از ترس ايميل را به زمين پرت كرد و از من نگرفت اما همين مزدور در مصاحبه خود مي‌گويد:«در اولين سفر که به پادگان اشرف داشتم، در راستاي فريب و جذب افراد جديد شماره تلفن و آدرس ميل‌هاي ما توسط اين گروه تروريستي گرفته شد، در اين راستا، بارها تقاضاي پيوستن به گروه تروريستي مجاهدين را داشتند...".
ما بعنوان اعضای خانواده ها این ادعا را دروغ محض میدانیم . چرا که زمانی که یک ملاقات نصف ونیمه وپردردسر وکاملا کنترل شده ای درابتدای کار بما داده شد، افراد سازمان، کتب، نشریات و تراکت های سازمانی را بما دادند وماهم گرفتیم.
ازبدی حادثه، روزی مارا آنقدر معطل کردند که باد سوزناک کویری شبانه ی عراق آزارمان داد وتعدادی محدود ازخانواده ها ، برای گرم کردن خود در درب اصلی اشرف ، بعضی ازاین نشریات را سوزانده وسبب خشم نگهبانان درب شده ومورد اهانت قرار گرفتند!! 
درپایان این نوشته، یک دروغ دیگری بشکل زیر مطرح شده است:
" ... ما با اميد به‌امنيت بيشتر آنهم تحت نظارت ملل متحد و براي جابجايي سريع به ليبرتي آمديم اما آن‌ها در اينجا هم به همان توطئه ادامه مي‌دهند. از قبل در سايت‌هاي وزارت اطلاعات اعلام مي‌كنند كه مي‌خواهند به عراق بيايند. بعد با اسكورت نيروهاي عراقي و با پلاكاردهاي از قبل تهيه شده پشت درب‌هاي ليبرتي كه به‌اصطلاح كمپ پناهندگان است مي‌آيند و شروع به تهديد به قتل با الگوي اشرف مي‌كنند ".
رجوی به میل خود به لیبرتی نقل مکان تان نداد بلکه فشار دولت عراق بود که باید اشرف تخلیه شود!
وانگهی، لیبرتی بدین خاطر دراختیار شما قرار گرفت که مبدا حرکت به کشورهای دیگر باشد ونه اینکه رجوی با امنیت بیشتر به جذب نیرو و همکاری با گروه های تکفیری پرداخته تا اوضاع عراق را مشترکا بهم زنند!!
این کمپ یک کمپ موقتی وترانزیتی بود و رجوی متعهد شده بود که ازاین موقعیت برای انتقال شما استفاده کند وما خانواده های زجر کشیده برای احترام به تعهد دولت عراق واینکه بهانه ای به دست رجوی نداده باشیم، دندان روی جگر گذاشته و ابدا درخواست اعزام به عراق نکردیم!
اما زمانی که ازنیات پلید رجوی در این دست وآن دست کردن انتقال این تیره بختان - که متاسفانه آقای محمد رضا ایران پور وبرادرش هم جزو یکی از آنهاست – آگاه شده و دریافتیم که عمده نظر او به کشتن دادن این تیره بختان است و گوشه ی چشمی هم به توطئه های احتمالی منطقه دوخته و اعزام این عزیزان را تا بخواهی، طول میدهد، متوجه خطر شده وبا جدیت تمام خواستار سفر به عراق ودرخواست ملاقات شدیم و دراین راستا، هرروز عزم مان جزم تر شده وچاره ای جز شدت دادن به اقدامات قانونی خود در سر راهمان نیست!
از خانواده های مرتبط
آذربایجان شرقی- ایران

مطالب مرتبط
مثلث شوم رجوی داعشی ؛ البغدادی ؛ پسمانده های حزب بعث پروژه شهید سازی برای خوراک تبلیغاتی شوء مریم ق
افشاگری در قلب اورسورواز (مقر فرقه رجوی)
توضیحات شاهدین نشست ها ی خودسوزی های مجاهدین در17 ژوئن 2003 در پاریس
ضیافت افطار یا سورچرانی؟
نامه سرگشاده علی اکبرراستگو به آقای مایکل جیمز توتن روزنامه نگارآمریکایی
ایرج بسطامی وطن من Iraj Bastami
ملاقات سه ساعته هیأتی از جدا شدگان فرقۀ رجوی با معاون سفیر لهستان در پاریس
انتقال دو گروه 20 نفره در هفته اول تیرماه 1395
اعلام جدایی آقای مجتبی بیدقی ساکن هلند از فرقۀ رجوی
نامه مادر سعید حسینی
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
عیسی آزاده در مردم تیوی
مصاحبه تصویری آقای عیسی با آقای سربی
کانون آوا
قربانعلی حسین نژاد در مردم تیوی
مصاحبه تصویری آقای قربانعلی حسین نژاد با آقای سربی
کانون آوا
آخرین مطالب ارسالی
مطالب پر بیننده
مطالب پیشنهادی
گزارش تصویری
برخوردهای بی سابقۀ نگهبانان قلعۀ رجوی با خانواده ها
کانون آوا
عضویت در خبرنامه سایت
با عضویت در خبرنامه جدید ترین مطالبی که در سایت قرار بگیرد به ایمیل شما ارسال خواهد شد .

لطفا آدرس ایمیل را با www وارد نکنید.